روزگار ما و سپنتا
به نام خدا...
خدای مهربونی که یه فرشته ی خوشگل و برامون فرستاد ... در روز بیست و هفتم شهریور ماه... با وزن سه کیلویی و قد نیم متریش ما رو عاشق خودش کرد...
اون کسی نبود جز.... سپنتا... پسر دایی گل بردیا


میبینی بردیا جونم...
چقدر سپنتا ماهه... همه فکر و ذکرمون و مشغول خودش کرده...
مطمئنم دوستای خوبی برای هم خواهید بود... هر چند که فعلا موضعت نسبت به سپنتا مشخص نیست... فعلا در حد یه بوس کوچولو از سپنتا و بازی با پاهاش و زنده شدن خاطرات شیر خوارگی خودت... و گاهی لجبازی های دور از انتظار... روزگار میگذرونیم...


خدای مهربون....به خاطر همه چی ممنون... سپنتا و بردیا و همه بچه ها رو در پناه امن خودت حفظ کن...
امین
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


روزگار ما و سپنتا
